بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 20 از 30 - ادبستان شعر پارسی

سیه زلف از بر آن چهر دلبر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره121 من نتایج طبعه سیه زلف از بر آن چهر دلبر چو دود می‌پیچد به مجمر از آن پیوسته می‌بینی‌ که دارد فضای عالم از طیبت معطر سیه چون قلب نمرودست و باشد در آذر همچو ابراهیم آزر ز چینش طلعت دلبر فروزان چو جرم ماه از برج دو پیکر تو … ادامه

زهی‌گرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 120 مطلع ثانی زهی‌گرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر زهی‌گشو‌ده به‌کلک و بنان چه‌خشک و چه‌تر عطای دم به دمت کاروان ملک وجود کمند خم به خمت نردبان بام ظفر زبان تیغ تو ضرغام مرگ را ناخن جناح چتر تو سیمرغ‌ بخت را شهپر چو نام خنگ … ادامه

سه هفته پیتشرک زین شبی به ماه صفر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 119 در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه در زمان ولیعهدی گوید سه هفته پیتشرک زین شبی به ماه صفر چو سال نعمت و روز وصال جان ‌پرور شبی‌که‌گردون بروی نموده بود نثار هر آن سعود که اجرام راست تا محشر شبی شرافت روحانیان درو مدغم شبی سعادت ‌کروبیان … ادامه

مباش غره دلا در جهان به فضل و هنر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 118 مطلع ثانی مباش غره دلا در جهان به فضل و هنر که شاخ فضل و هنر فقر و فاقه آرد بر به خاک دانش هرگز مکار تخم امید ز شاخ آهو هرگز مدار چشم ثمر به مرد سفله مکن در هوای نان تکریم به عرق مرده مزن از برای … ادامه

سحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 117 د‌ر منقبت هژبرالسالب اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام و فتح قلعه خیبر گوید سحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحر بسان مرغ سحر از طرب ‌گشودم پر هنوز نامده سلطان یک سواره برون شدم به مشکوی جانان دو اسبه راه سپر هنوز ناشده‌ گرم چرا غزاله ی چرخ … ادامه

رسید چه‌؟ خبر فتح کی رسید؟ سحر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 116 در ستایش پا‌دشاه جمجاه محمدشاه غازی و فتح خوارزم‌ گوید رسید چه‌؟ خبر فتح کی رسید؟ سحر کجا؟ به نزد مالک از چه مُلک؟ از خاور خبر چه بود؟ شکست عدو که‌ گفت‌؟ بشیر عدو شکست چسان خورده؟ ‌گشت زیر و زبر مصافگاه ‌کجا بود؟ ساحت بسطام که برشکست … ادامه

دی آمد از در من آن دلفریب پسر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 115 من افکاره العالی دی آمد از در من آن دلفریب پسر افکنده دام بلا زلفش به روز مطر بودی به رنگ قمر رخشنده چهره او نه ‌کی ز سرو روان تابیده جرم قمر بر سرو قامت او افتاده همچو کمند پرحلقه سلسله ای همرنگ مشک تتر حاشانه مشک تتر … ادامه

دوشینه‌ کاین نیلی صدف‌ گشت از کواکب پر دُرر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 114 در ستایش نواب فریدون میرزا طاب ثراه‌ گوید دوشینه‌ کاین نیلی صدف‌ گشت از کواکب پر دُرر در زد یکی گفتم کیی گفتا منم بگشای در جستم ز جا رفتم دوان آسیمه سر دل دل کنان تا جویم از نامش نشان تا گیرم از حالش خبر پرسیدم آخر کیستی … ادامه

از دو محمد زمانه یافته زیور

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 113 مطلع ثانی از دو محمد زمانه یافته زیور گر چه مر آن مهترست و این یک کهتر آن شه دین بود و این شهنشه دنیا آن مه رخشان‌ و این سهیل منور شیوه ی آن در جهان‌کفالت امت پیشه ی این در زمان کفایت لشکر ختم بر آن شد … ادامه

دوش چو شد بر سریر چرخ مدور

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 112 در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده ی بی نظیر فریدون میرزا طاب ‌ثراه ‌گوید دوش چو شد بر سریر چرخ مدور ماه فلک جانشین مهر منوّر طرفه غزالم رسید مست و غزلخوان بافته از عنبرش به ماه دو چنبر تعبیه‌ کردست‌ گفتی از در شوخی ماه منور به … ادامه

شبی به عادت روز شباب عیش آور

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 111 مطلع ثانی شبی به عادت روز شباب عیش آور شبی به سیرت صبح وصال جان‌پرور شی ز بس که زمین روشن از فروغ نجوم چو برگ لاله عیان از درون سنگ شرر شبی ز گنبد نیلوفری عیان پروین چو هفت نرگس شهلا ز شاخ نیلوفر شبی به ‌گونه ی … ادامه

دو سال بیش ندانم گذشت یا کمتر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 110 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گوید دو سال بیش ندانم گذشت یا کمتر که دور ماندم از ایوان شاه‌کیوان‌فر کجا دو سال که هر روز آن دو سال بود ز روز خمسین الفم‌ هزار بار … ادامه