بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 2 از 30 - ادبستان شعر پارسی

ترک کشتی گیر من میل شنا دارد همی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 337 وله من کلامه ترک کشتی گیر من میل شنا دارد همی وانچه بی میلی بود با آشنا دارد همی نگذرد بر لب ز میل آشنایانش حدیث ور حدیثی دارد از میل و شنا دارد همی می ندارم زهره تا گویم به هنگا شنا زهره را مایل به خط استوا … ادامه

ای زلف یار چرا آشفته و دژمی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 336 در ستایش شهنشاه ماضی محمد شاه غازی طاب الله ثراه گوید ای زلف یار چرا آشفته و دژمی همخوابه ی قمری همسایه ی صنمی من رند نامه سیاه تو از چه روسیهی من زیر بار غمم تو از چه پشت خمی نی نی تو نیز عبث خم نیستی و … ادامه

ای زلف عزم سرکشی از روی یار داری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 335 وله فی المدیحة ای زلف عزم سرکشی از روی یار داری مانا ز همنشینی خورشید عار داری گویند از شهاب بود دیو را کناره تو دیو خو شهاب چرا در کنار داری آشفته حالتی چو پری دیدگان همانا دیوانه ای از آنکه پری در جوار داری هاروت وش معلقی … ادامه

به گیسو روی آن ترک تتاری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 334 در مدح امیرالامراء حسن خان نظام الدوله و تاریخ حفر قنوات سته در مملکت فارس گوید به گیسو روی آن ترک تتاری به ماهی ماند اندر شام تاری مرا آن زلف تاری بنده دارد نه آخر نام یزدان است تاری کس از زلفش نتابد سر که گویی کمند رستم … ادامه

عقرب جراره دارد ماه من بر مشتری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 333 ولی فی المدیحه عقرب جراره دارد ماه من بر مشتری یا ز سنبل بر شقایق حلقه ی انگشتری تو به عارض زهره و من مشتری از جان تو را لیک کو آن زَهره کایم زهره ات را مشتری عقرب اندر زهره داری سنبله بر آفتاب ذو ذؤابه در قمر … ادامه

دوش درآمد از درم آن مه برج دلبری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 332 در ستایش شاهزاده ی آزاده حسنعلی میرزای شجاع السلطنه فرماید دوش درآمد از درم آن مه برج دلبری سود بر آسمان سرم از در ذره پروری از دو کمند گیسوان وز دو کمان ابروان بسته دو دست جاودان داده به چرخ چنبری گر به دو زلفکان او شاه طغان … ادامه

ای زلف یار من از بس معنبری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 331 در مدح جناب شریعتمدار حجة الاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گوید ای زلف یار من از بس معنبری یک توده نافه ای یک طبله عنبری همسایه ی چهی پیرایه بر مهی آذین گلشنی زیب صنوبری گر چه در آتشی پیوسته سرخوشی مانا سیاوشی یا پور آزری مرغ مطوّقی مشک … ادامه

آوخا کز کین چرخ چنبری

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 330 وله فی المدیحه آوخا کز کین چرخ چنبری رنج را بر عیش دادم برتری سوی دیر از کعبه یازیدم عنان بر مسلمانی گزیدم کافری نحس را بر سعد کردم اختیار کردم آهنگ زحل از مشتری از در نابخردی گشتم روان جانب انگشت گر از عنبری رو سوی بوجهل جهلان … ادامه

گشودی زلف قیرآگین جهان را قیروان کردی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 329 وله فی المدیحه گشودی زلف قیرآگین جهان را قیروان کردی نمودی چهر مهر آیین زمین را آسمان کردی قمر آوردی از گردون به شاخ نارون دستی گهر دزدیدی از عمان نهان در ناردان کردی یکی گردنده کوهی را لقب سیمین سرین دادی یکی باریک مویی را صفت لاغر میان … ادامه

تبارک ای نگار خلخی ای ماه نوشادی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 328 وله من کلامه تبارک ای نگار خلخی ای ماه نوشادی که داری بر غم دیرین ما هر دم ز نو شادی نخوردم هر چه خوردم قند چون لعلت به شیرینی ندیدم هر چه دیدم سرو چون قدت به آزادی برون شد هشت چیز از هشت چیزم بی تو ای … ادامه

ماه من ماند به سرو ار سرو جولان داشتی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 327 در مدح مقرب الخاقان معتمدالدوله منوچهرخان فرماید ماه من ماند به سرو ار سرو جولان داشتی سرو من مانه به ماه ار ماه دستان داشتی ماه بودی ماه اگر چون سرو بودی بر زمین سرو بودی سرو اگر چون ماه جولان داشتی سرو من ماند به ماه و ماه … ادامه

نهانی از نظر ای بی نظیر از بس عیانستی

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 326 له من کلامه نهانی از نظر ای بی نظیر از بس عیانستی عیان شد سرّ این معنی که می گفتم نهانستی گهی گویم عیانستی گهی گویم نهانستی نه اینستی نه آنستی هم اینستی هم آنستی به نزد آن کت از عین عیان بیند نهانستی به پیش آن کت از … ادامه