بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 14 از 30 - ادبستان شعر پارسی

مبارک باد هر عیدی به خسرو خاصه نوروزش

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 193 در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب الله ثراه گوید مبارک باد هر عیدی به خسرو خاصه نوروزش بدین معنی که از شادی بود هر روز نوروزش شه گیتی محمد شه که رویش عید را ماند که هم هر روز بادش عید و هم هر عید نوروزش ذخیره … ادامه

کس مبادا چو من دلی زارش

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 192 در ستایش مرحوم محمدشاه غازی گوید کس مبادا چو من دلی زارش که بود باژگونه هنجارش از ره و رسم مردمی به کنار بسفه رأی اهرمن وارش باده پیما و رند و امردباز بیدلی پیشه عاشقی کارش هر کجا عشرتی به طبع رمان هر کجا محنتی پرستارش رنج نخلیست … ادامه

صباح عید که شد باغ و راغ عطرآمیز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 191 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده حسنعلی میرزا طاب ثراه گوید صباح عید که شد باغ و راغ عطرآمیز طرب به مجمره ی روح گشت عنبربیز ز چاه دلو برون شد دو اسبه یوسف مهر به رغم اخوان در مصر چرخ گشت عزیز سحاب گشت ز تقطیر ژاله … ادامه

رساند باد صبا مژده ی بهار امروز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 190 در منقبت مظهرالعجائب اسدالله الغالب علی بن ابیطالب گوید رساند باد صبا مژده ی بهار امروز ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز هوا بساط زمرد فکند در صحرا بیا که وقت نشاط است و روز کار امروز سحاب بر سر اطفال بوستان بارد به جای قطره همی دُر … ادامه

شیرین پسرا خیز و بساط دگر انداز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 189 وله ایضا فی مدحه شیرین پسرا خیز و بساط دگر انداز مسند به گذرگاه نسیم سحرانداز تا چهره ی زرین کنم از ساغر گلگلون گلفام می رنگین در جام زر انداز امروز جز از باده گساری نبود کار هر کار دگر هست به روز دگر انداز از شور و … ادامه

ناصرالدین شاه گیتی را منظم کرد باز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 188 در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گوید ناصرالدین شاه گیتی را منظم کرد باز معنی اقبال و نصرت را مجسم کرد باز از رموز خسروی یک نکته باقی مانده بود ملهم غیبش به آن یک نکته ملهم کرد باز فال شه نصر من الله بود اینک … ادامه

محمود ماه من که غلامش بود ایاز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 187 در ستایش امیرالامراء العظام میرزانبی خان رحمه الله فرماید محمود ماه من که غلامش بود ایاز دیشب دعای میر بدینگونه کرد ساز بر کف گرفت زلف که یارب به موی من عمر امیر کن چو سر زلف من دراز خشمش چو هجر طلعت من باد دلشکن مهرش چو ماه … ادامه

رسید نامه ی دلدار دوشم از شیراز

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 186 در ستایش پادشاه جمجاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید رسید نامه ی دلدار دوشم از شیراز دوان گرفتم و بوسیدم و نمودم باز نوشته بود مرا کای مقیم گشته به ری چه روی داد که دل برگرفتی از شیراز شنیده ام که به ری شاهدان شنگولند همه شکاری … ادامه

همی به چشم من آید که سوی حضرت میر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 185 در مدح میرزا نبی خان همی به چشم من آید که سوی حضرت میر رسولی آید از ملک ری بشیر و نذیر به دستی اندر تیغ و به دستی اندر جام مر آن یک از پی خصم و مر این یک از پی میر به میر گوید کاین جام … ادامه

شراب تاک ننوشم دگر ز خمّ عصیر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 184 در تهنیت عید غدیر و ستایش وزیر بی نظیر صدراعظم میرزا آقاخان دام اقباله شراب تاک ننوشم دگر ز خمّ عصیر شراب پاک خورم زین سپس ز خمّ غدیر به مهر ساقی کوثر از آن شراب خورم که دُرد ساغر او خاک را کند اکسیر از آن شراب کزان … ادامه

سحرگهان که ز گردون فروغ مهر منیر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 183 وله ایضا فی المطایبه سحرگهان که ز گردون فروغ مهر منیر چو تیغ خسرو آفاق گشت عالم گیر درآمد از درم آن مه به رخ نهاده دو زلف یکی سپید چو شیر و یکی سیاه چو قیر به سیم چهره فروهشته زلف خم در خم بدان صفت که کمند … ادامه

دوش از بر شهزاده اردشیر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 182 در ستایش شاهزاده ی کیوان سریر اردشیر میرزا گوید دوش از بر شهزاده اردشیر آورد مرا نامه ای بشیر بگرفتم و بوسیدمش وز آن شد مغز من آکنده از عبیر بر سیم پراکنده بود مشک بر شیر پریشیده بود قیر شنوا شده از لفظ او اصم بینا شده از … ادامه