بایگانی‌های قصاید قاآنی - صفحه 12 از 30 - ادبستان شعر پارسی

ای با خطاب مهر تو هر ذره ای سپهر

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 217 تتمه ی قصیده ای با خطاب مهر تو هر ذره ای سپهر ای با عتاب قهر تو هر ممکنی محال حالی بدان رسیده که از حرص مدح تو بر من ز لفظ و معنی تنگ اوفتد مجال یک سو ز بس هجوم مضامین دلفریب حیران شود خیال من از … ادامه

دیشب به شکل جام نمود از افق هلال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 216 در مدح جناب حاجی آقاسی دیشب به شکل جام نمود از افق هلال یعنی به جام باده ز جان دور کن ملال دوشینه ماه روزه به پا موزه درکشید وز شهر شد برون و بزد کوس ارتحال وامد مه مکرم با کوس و با علم بهروزی از یمینش و … ادامه

رونده رخش من ای از نژاد باد شمال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 215 در ستایش مرحوم میرزا تقی خان فرماید رونده رخش من ای از نژاد باد شمال ز صلب صاعقه و پشت برق و بطن خیال دم تو سلسله ی گردن صبا و دبور سم تو مردمک دیده ی جنوب و شمال دریده حمله ی تو باد عاد را ناموس کشیده … ادامه

در ششم روز جمادی نخست اول سال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 214 در ستایش ستر کبری و مخدره ی عظمی مهد علیا دامت شوکتها در ششم روز جمادی نخست اول سال ماه من آمد و آن سال نکو گشت به فال بر من از دیدنش آن روز دو نوروز گذشت هیچ دیدی که دو نوروز رسد اول سال تا برد رنج … ادامه

خسروا ای کت ایزد متعال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 213 در ستایش پادشاه ماضی محمدشاه غازی طاب الله ثراه خسروا ای کت ایزد متعال نافریدست در زمانه همال دولتی بیکران تو را داده کش همه چیز هست غیر زوال بحر در جنب جود تو شبنم کوه در نزد حلم تو مثقال سیم و زر را به دور دولت تو … ادامه

بیا و ساغر می کن ز باده مالامال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 212 در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله گوید بیا و ساغر می کن ز باده مالامال که ماه روزه به حسرت گذشت نالانال بباید از غم و انده گریخت میلامیل می دوساله به پیمانه ریخت مالامال بنوش باده و نوشان به یاد رحمت حق که فضل بار خدا … ادامه

ای رخش ره نورد من ای مرغ تیزبال

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 211 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه گوید ای رخش ره نورد من ای مرغ تیزبال کز دودمان برقی و از تخمه ی خیال در طبع سیر توست سبکباری نسیم در جیب نعل توست نسب نامه ی شمال گه مغز که بدری بی جهد گاز … ادامه

ای فال سعید و بخت مقبل

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 210 در ستایش نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید ای فال سعید و بخت مقبل وی زهره ی بزم و ماه محفل تو قلبی و دلبران قوالب تو روحی و گلرخان هیاکل بر گرد مه شمایل تو زلفین تو عنبرین سلاسل دل ها به سلاسل تو مشتاق جان ها به … ادامه

ای زلف تو پیچیده تر از خط ترسل

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 209 در ستایش پادشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی ای زلف تو پیچیده تر از خط ترسل بر دامن زلف تو مرادست توسل ریحان خط از زلف شکسته ی تو نماید چون عین رقاع از خم طغرای ترسل زلفین تو زاغیست سیه کز زبر سرو بگرفته نگون بچه ی بازی … ادامه

دلکی داری ای شوخ چو یک پارچه سنگ

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 208 در ستایش امیرالامراء العظام میرزانبی خان گوید دلکی داری ای شوخ چو یک پارچه سنگ ای دریغ از دل سنگت که دلم دارد تنگ من به تو هر روز از تنگدلی طالب صلح تو به من هر شب از سنگدلی مایل جنگ ختنی خط حبشی خال و فرنگی رویی … ادامه

چیست آن اژدها نهاد نهنگ

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 207 در ستایش شاهزاده ی رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه چیست آن اژدها نهاد نهنگ که ز پیریش چهره پر آژنگ هم ازو در ایاق دوست شراب هم ازو در مذاق خصم شرنگ هم به کابل ازو نهیب و خروش هم به زابل ازو غریو و … ادامه

که فر خجسته بماناد شاه جم اورنگ

قاآنی شیرازی – قصیده شماره 206 مطلع ثانی که فر خجسته بماناد شاه جم اورنگ خدیو ملک ستان شهریار بافرهنگ جهان گشای ابوالنصر ناصرالدین شاه که ساخت کوسش گوش سپهر پر ز غرنگ امان عالم و حرز جهان و جوشن جان مثال قدرت و تمثال هوش و معنی هنگ سریر دولت و اکلیل مجد و … ادامه