ز عشق خویش مگر زلف یار بر رخسار
عنصری بلخی قصیده شماره 10 در مدح سلطان محمود ز عشق خویش مگر زلف یار بر رخسار شکسته شد که چنین چفته گشت چنبروار زره نبود و زره شد ز بس گره که گرفت شب سیاه که دید از گره زره کردار ز بس که لعب نماید ز بس که بوی دهد گهی مشعبد خوانندش … ادامه



