گنده پیریست تیره روی جهان
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 15 در مذمت دنیا گنده پیریست تیره روی جهان خرد ما بدو نظر کردست به سپیدی رخانش غره مشو کان سیاهی سپید برکردست
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 15 در مذمت دنیا گنده پیریست تیره روی جهان خرد ما بدو نظر کردست به سپیدی رخانش غره مشو کان سیاهی سپید برکردست
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 14 در رثای امیر معزی گر تیر فلک داد کلاهی به معزی تازان کله اینجا غذی جان ملک ساخت او نیز سوی تیر فلک رفت به پاداش پیکان ملک تاج سر تیر فلک ساخت
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 13 ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت کرده ام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها از … ادامه
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 12 در مدح نظامی ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم صدر چرخ ثانی از فضل تو پندارم قصب کوکب معنی تو در سیر آوری بر چرخ طبع وانگه از نوک قصب روز اندر آمیزی به شب در یکی بیتت معانی روشنی دارد چنانک صد … ادامه
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 11 مال هست از درون دل چون مار وز برون یار همچو روز و چو شب او چنانست کاب کشتی را از درون مرگ و از برون مرکب
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 10 تا نهان گشت آفتاب خواجگان در زیر خاک شد لبم پر باد و دل پر آتش و دیده پر آب چشمها نشگفت اگر شد پر ستاره بهر آنک روی بنماید ستاره چون نهان شد آفتاب
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 9 گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب گر تو دروغ گفتی دادت به راستی هم لفظ غزنوی به مصحف تو را جواب
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 8 ای برآراسته از لطف و سخا معدن خویش همچو گوهر که بیاراید مر معدن را دفتری ساختم از بهر تو پر مدح و هجا هر چه مدحست تو را هر چه هجا دشمن را
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 7 چند گویی که بیا تا بر وزانت برم تا ز تو دور کند مکرمتش احزان را تو که ناموزونی خیز و ببر وزان شو من که موزون شده ام تا چکنم وزان را
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 6 تلخ کرد از حدیث خویش طبیب دوش لفظ شکرفروش مرا از دو لب داد جهل خویش به من وز دوزخ برد باز هوش مرا زین پس از طلعت و مقالت او گوش و چشمست چشم و گوش مرا
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 5 روزگار ای بزرگ چاکر توست هست از آن سوی تو قرار مرا دامن من ز دست او بستان به دگر چاکری سپار مرا شاعران را مدار مجلس توست ای مدار این چنین مدار مرا
سنایی غزنوی – قطعات و قصاید کوتاه شماره 4 ای که اطفال به گهواره درون از ستمت سور نادیده بجویند همی ماتم را قفسی شد ز تو عالم به همه عالمیان اینت زحمت ز وجود تو بنی آدم را وه که تا روز قیامت پی آلایش ملک طاهری از تو نجس تر نبود عالم را