به خشم از مَلِک بندهای سربتافت
سعدی-بوستان-باب چهارم در تواضع شماره 16 به خشم از مَلِک بندهای سربتافت بفرمود جستن ، کسش در نیافت چو بازآمد از راه خشم و ستیز به شمشیرزن گفت خونش بریز به خون تشنه جلاد نامهربان برون کرد چون دشنه ، دشنه زبان شنیدم که گفت از دل تنگ ریش : خدایا بحل کردمش خون … ادامه



