حادثات فلکی چون نه به دست من و توست
رهی معیری – قطعه شماره 3 راز خوشدلی حادثات فلکی چون نه به دست من و توست رنجه از غم چه کنی، جان و تن خویشتنا؟ مردم دانا انده نخورد بهر دو کار : آنچه خواهد شدنا وآنچه نخواهد شدنا
رهی معیری – قطعه شماره 3 راز خوشدلی حادثات فلکی چون نه به دست من و توست رنجه از غم چه کنی، جان و تن خویشتنا؟ مردم دانا انده نخورد بهر دو کار : آنچه خواهد شدنا وآنچه نخواهد شدنا
رهی معیری – قطعه شماره 2 سخن پرداز آن نواساز نو آیین چو شود نغمه سرای سرخوش از ناله مستانه کند جان مرا شیوه باد سحر عقده گشایی است رهی شعر پژمان بگشاید دل پژمان مرا (1) واژگان کلیدی :1-منظور ” حسین پژمان بختیاری ” از شاعران مشهور کشور است.
رهی معیری – قطعه شماره 1 لاله ی کوهی سحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ ز رنگ و بوی جوانی، چه بود حاصل ما؟ به درد و داغ در این گوشه سوختیم و نبود کسی که برزند آبی بر آتش دل ما نه سرو بر سرم افراشت سایبان روزی نه عندلیب، شبی نغمه … ادامه