بایگانی‌های خواجوی کرمانی - صفحه 20 از 136 - ادبستان شعر پارسی

ایا غبار درت سرمه ی اولی الابصار

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 23 فی مدح الصاحب الاعظم تاج الحق و الدین العراقی فی الاستیهاب نقداً ایا غبار درت سرمه ی اولی الابصار اسیر قید عبودیتت دل احرار حریم حضرت تو قبله ی زمین و زمان جناب درگه تو قبله ی صغار و کبار شرار آتش قهر تو محرق الارواح فروغ پرتو رای … ادامه

ای به صورت چو صد هزار نگار

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 22 فی مدح الصاحب الاعظم جمال الدین احمد ای به صورت چو صد هزار نگار خجل از صورت تو نقش نگار در هوای تو آسمان ثابت در فضای تو اختران سیّار از ارم موقف تو را ساحت وز ثوابت در تو را مسمار نه مهت را خلل ز داغ خسوف … ادامه

قمری قاری نگر بگرفته در منقار قیر

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 21  فی مدح الصاحب السعید بهاء الدولة و الدین الیزدی طاب ثراه و یصف القلم قمری قاری نگر بگرفته در منقار قیر بی تکلم در کلام و بی ترنم در صفیر مرغ جمشیدست و چون جمشید با زرین سلب مار ضحاکست و چون ضحاک بر سیمین سریر مرغ خوانندش چو … ادامه

آن بحر دم کشست و ازو دهر پر بخار

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 20 فی مدح الملک الاعظم معز الدنیا و الدین ملک حسین طاب ثراه آن بحر دم کشست و ازو دهر پر بخار یا کوه آتشست و ازو چرخ پر شرار چون ابر بر بلندی و چون قطره در نشیب چون سیل بر سواحل و چون موج در بحار سوی فراز … ادامه

دوش چون پیروز شد بر روم شاه زنگبار

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 19 فی مدح السلطان الاعظم ابوالمجاهد محمد شاه انارالله برهانه دوش چون پیروز شد بر روم شاه زنگبار موکب سلطان هندستان شد از شام آشکار همچو چین طره ی مشکین بت رویان چین شد جهان از ناف شب پر نافه ی مشک تتار گشته عالم تیره غار و آسمان از … ادامه

همه را گل بدست و ما را خار

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 18 فی الموعظه همه را گل بدست و ما را خار همه را بهره گنج و ما را مار همه در نوش غرق و ما در نیش همه جا گل به بار و ما را خار بار ما شیشه و گریوه بلند خر ما لنگ و راه ناهموار یار در … ادامه

به وقت خنده ز لعل تو جان فرو ریزد

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 17 فی مدح الصاحب السعید رکن الدین عمید الملک طاب ثراه به وقت خنده ز لعل تو جان فرو ریزد بگاه جلوه ز سروت روان فرو ریزد چو جعد شانه کنی صد هزار دل بینی کزان دو سلسله دلستان فرو ریزد وگر گره ز شکنج نغوله بگشایی چو باد عنبرت … ادامه

صوفی صافی اگر جام مشعشع نکشد

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 16 فی مدح الملک الاعظم نصیر الدولة و الدین عمید الملک نور قبره صوفی صافی اگر جام مشعشع نکشد بار دُرّاعه کُحلی ملمّع نکشد خاصه این موسم دلجوی که جز بر لب جوی نرگس از ساغر زر جام مشعشع نکشد لاله را بین که ز شنگرف بر اوراق چمن هیچ … ادامه

ایا قواعد گیتی به دولت تو ممهدّ

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 15 فی مدح الملک الاعظم انسب ملوک العجم نصیر الدولة و الدین محمد زید قدره ایا قواعد گیتی به دولت تو ممهدّ زهی معارج گردون ز رفعت تو مشیّد نهال باغ معانی چراغ چشم امانی خدیو مسند دولت سزای خاتم و مسند تکین مال امارت نگین دست وزارت پناه ملکت … ادامه

چو عنقای خورشید را پر بلرزد

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 14 فی مدح الامیر الاعظم الاعدل الاکرم الشهریار المعظم الغازی المنصور مبارز الحق و الدین محمد المظفر خلد ملکه چو عنقای خورشید را پر بلرزد سر زال زرّینه افسر بلرزد گل سرخ ازین سبز گلشن برآید می مهر در ساغر زر بلرزد ز شوق لب لعل آتش عذاران دل آتش … ادامه

تا چه دیوند که خاتم ز سلیمان طلبند

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 13 فی شکوی الزمان و أهله تا چه دیوند که خاتم ز سلیمان طلبند یا چه گبرند که آزار مسلمان طلبند خلق دیوانه و از محنت دیوان در بند وین عجبتر که ز دیوان زر دیوان طلبند آسیائی که فتادست و ندارد آبی دخل آن جمله به چوب از بن … ادامه

اینان که برین گوشه ی بامند چه نامند

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 12 فی صفة الکواکب اینان که برین گوشه ی بامند چه نامند تا چند برین طارم فیروزه خرامند گر شعله فروزان جهانند چه قومند ور مشعله داران سپهرند چه نامند در آینه ی وهم نیاید که چه نقشند هر چند مقیم فلک آینه فامند گر اهل مقامند بگو بر چه … ادامه