بایگانی‌های قطعات حافظ - ادبستان شعر پارسی

پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند

حافظ-قطعه شماره 34 پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند خیز اگر بر عزم تسخیر جهان ره می‌کنی با چنین جاه و جلال از پیشگاه سلطنت آگهیّ و خدمت دلهای آگه می‌کنی با فریب رنگ این نیلی خم زنگارفام کار بر وفق مراد صبغة الله می‌کنی آن که ده با هفت و نیم آورد بس سودی … ادامه

ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار

حافظ-قطعه شماره 33   ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار تا تن خاکی من عین بقا گردانی چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دست به سر خواجه که تا آن ندهی نستانی همچو گل بر چمن از باد میفشان دامن زآنکه در پای تو دارم سر جان‌افشانی بر مثانی و مثالث … ادامه

خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا

حافظ-قطعه شماره 32   خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا ای جلال تو به انواع هنر ارزانی همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد صیت مسعودی و آوازه ی شه سلطانی گفته باشد مگرت ملهم غیب احوالم این که شد روز سفیدم چو شب ظلمانی در سه سال آنچه بیندوختم از شاه و وزیر همه بربود به … ادامه

گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل

حافظ-قطعه شماره 30   گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل بر آب نقطه ی شرمش مدار بایستی ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش چرا تهی ز می خوشگوار بایستی وگر سرای جهان را سر خرابی نیست اساس او به از این استوار بایستی زمانه گر نه زر قلب داشتی کارش به دست آصف صاحب … ادامه

به من سلام فرستاد دوستی امروز

حافظ-قطعه شماره 29   به من سلام فرستاد دوستی امروز که ای نتیجه ی کلکت سواد بینایی پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد چرا ز خانه ی خواجه به در نمی‌آیی جواب دادم و گفتم بدار معذورم که این طریقه نه خودکامی ست و خودرایی وکیل قاضی‌ام اندر گذر کمین کرده … ادامه

به گوش جان رهی منهی ای ندا در داد

حافظ-قطعه شماره 27   به گوش جان رهی منهی ای ندا در داد ز حضرت احدی لا اله الا الله که ای عزیز کسی را که خواری ست نصیب حقیقت آنکه نیابد به زور منصب و جاه به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه  

ساقیا پیمانه پر کن زآنکه صاحب مجلست

حافظ-قطعه شماره 26   ساقیا پیمانه پر کن زآنکه صاحب مجلست آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد نگاه جنّت نقد است اینجا عیش و عشرت تازه کن زآنکه در جنت خدا بر بنده ننویسد گناه دوستداران دوستکامند و حریفان با ادب پیشکاران نیکنام و صف نشینان نیکخواه ساز چنگ آهنگ عشرت صحن مجلس جای رقص خال … ادامه

در این ظلمت سرا تا کی به بوی دوست بنشینم

حافظ-قطعه شماره 24   در این ظلمت سرا تا کی به بوی دوست بنشینم گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو بیا ای طایر دولت بیاور مژده ی وصلی عسی الایامُ اَن یرجعن قوماً کالّذی کانوا