بایگانی‌های زبور عجم - صفحه 12 از 12 - ادبستان شعر پارسی

از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی

اقبال لاهوری زبور عجم شماره 6 از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی نزدیک تر از جانی با خوی کم آمیزی در موج صبا پنهان دزدیده به باغ آیی در بوی گل آمیزی با غنچه درآویزی مغرب ز تو بیگانه مشرق همه افسانه وقت است که در عالم نقش دگر انگیزی آن کس که به … ادامه

ای که ز من فزدوه ای گرمی آه و ناله را

اقبال لاهوری زبور عجم شماره 5 ای که ز من فزدوه ای گرمی آه و ناله را زنده کن از صدای من خاک هزار ساله را با دل ما چها کنی تو که به باده ی حیات مستی شوق می دهی آب و گل پیاله را غنچه ی دل گرفته را از نفسم گره گشای … ادامه

غزل سرای و نواهای رفته باز آور

اقبال لاهوری زبور عجم شماره 4 غزل سرای و نواهای رفته باز آور به این فسرده دلان حرف دل نواز آور کنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را هزار فتنه از آن چشم نیم باز آور ز باده ای که به خاک من آتشی آمیخت پیاله ای به جوانان نو نیاز آور نی ای … ادامه

درون سینه ی ما سوز آرزو ز کجاست؟

اقبال لاهوری زبور عجم شماره 3 درون سینه ی ما سوز آرزو ز کجاست؟ سبو ز ماست ولی باده در سبو ز کجاست؟ گرفتم اینکه جهان خاک و ما کف خاکیم به ذره ذره ما درد جستجو ز کجاست؟ نگاه ما به گریبان کهکشان افتد جنون ما ز کجا شور های و هو ز کجاست؟ … ادامه

یارب درون سینه دل باخبر بده

اقبال لاهوری زبور عجم شماره 2 دعا یارب درون سینه دل باخبر بده در باده نشئه را نگرم آن نظر بده این بنده را که با نفس دیگران نزیست یک آه خانه زاد مثال سحر بده سیلم مرا بجوی تنک مایه ای مپیچ جولانگهی به وادی و کوه و کمر بده سازی اگر حریف یم … ادامه

می شود پرده ی چشمم پر کاهی گاهی

اقبال لاهوری زبور عجم   شماره 1 به خواننده ی کتاب می شود پرده ی چشمم پر کاهی گاهی دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی وادی عشق بسی دور و درازست ولی طی شود جاده ی صد ساله به آهی گاهی در طلب کوش و مده دامن امید ز دست دولتی هست … ادامه