یکی روز در ساحت گلشنی
آذر بیگدلی – مثنوی شماره 7 یکی روز در ساحت گلشنی گرفته سرچشمه ی روشنی من و یک دو تن همدم نیکبخت نشستیم در سایه ی یک درخت ز یکدست هاتف نواساز من ز یکسو صباحی هم آواز من به صحبت گشاده ز هر نکته سنج کتاب غزلهای رنگین چو گنج ز گوهر فروشان عهد … ادامه



