اشعار نبی احمدی

اشعار نبی احمدی
شعر نخست :
وقتی به درد عشق گرفتار می شوم
احساس می کنم که سبک بار می شوم
آیینه وار من ! تو چه کردی که این چنین
هر روز در زلال تو تکرار می شوم ؟
این گونه آهوانه نگاهم مکن که من
با آتش نگاه تو تب دار می شوم
می آیی و چو زلزله می ریزی ام به هم
آن گاه پیش چشم تو آوار می شوم
امشب برای چشم تو شعری سروده ام
فردا به جرم عشق تو بر دار می شوم
شعر دوم :
بازیچه ی رنج است دلِ درد نصیبم
وقت است به پایان برسد صبر و شکیبم
ای وسوسه های سمج وحشت و تردید
ویران تر از آنم که خودم را بفریبم
از برزخ تاریکی و تردید می آیم
آواره ی نفرین شده ی گندم و سیبم
هر بی سر و پایی که رسید از تو خبرداشت
جزمن که برای تو در این شهر غریبم
سرگرمی تیر است پر و بال کبودم
بازیچه ی رنج است دلِ درد نصیبم
شعر سوم :
دوباره عشق، دوباره جنون، دوباره گناه
دوباره حادثه هایی که می رسند از راه
مگو به معبد جادویی تو بسپارم
دلی که می شود اینک به پای عشق، تباه
ز درد بی کسی است این که گاه می بینی
به دور از همه کس می برم پناه به چاه
تو ای نشانه ی رویش به باغ باور من
بهار عمر مرا بی گل و گیاه مخواه
تمام حاصل ام این است : آه ای مردم
ترانه های غریبی از سکوت و سیاه
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
شعر شاعران استان ایلام – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از استان ایلام شاعر شهرستان آبدانان آبدانانی ایلامی.









