آن جان که از او دلبر ما شادانست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 123 آن جان که از او دلبر ما شادانست پیوسته سرش سبز و لبش خندان است اندازه ی جان نیست چنان لطف جمال آهسته بگوییم مگر جانانست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 123 آن جان که از او دلبر ما شادانست پیوسته سرش سبز و لبش خندان است اندازه ی جان نیست چنان لطف جمال آهسته بگوییم مگر جانانست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 122 آنجا که تویی همه غم و جنگ و جفاست چون غرقه ی ما شدی همه لطف و وفاست گر راست شوی هر آنچه ماراست تو راست ور راست نهای چپ تو را گیرم راست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 121 آن تلخ سخن ها که چنان دل شکن است انصاف بده چه لایق آن دهن است شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز این بینمکی ز شور بختی منست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 120 آن پیش روی که جان او پیش صف است داند که تو بحری و جهان همچو کفست بیدف و خوشی رقص کند عاشق تو امشب چه کند که هر طرف نای و دفست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 119 آن بت که جمال و زینت مجلس ماست در مجلس ما نیست ندانیم کجاست سروست بلند و قامتی دارد راست کز قامت او قیامت از ما برخاست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 118 آن آتش ساده که تو را خورد و بکاست آن ساده به از دو صد نگار زیبا است آن آتش شهوت که چو صاف و ساده است بنگر چه نگاران که از آن آتش خاست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 117 آمد بر من چو در کفم زر پنداشت چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت از حلقه ی گوش او چنین پندارم کانجا که زر است گوش میباید داشت
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 116 آسوده کسی که در کم و بیشی نیست در بند توانگری و درویشی نیست فارغ ز غم جهان و از خلق جهان با خویشتنش بذره ای خویشی نیست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 115 آری صنما بهانه خود کم بودت تا خواب بیامد و ز ما بربودت خوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت فریاد ز نرگسان خواب آلودت
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 114 آب حیوان در آب و گل پیدا نیست در مهر دلت مهر گسل پیدا نیست چندین خجل از چیست خجل پیدا نیست این راه بزن که ره به دل پیدا نیست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 113 یاری کن و یار باش ای یار مخسب ای بلبل سرمست به گلزار مخسب یاران غریب را نگهدار مخسب امشب شب بخشش است زنهار مخسب
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 112 یارب یارب به حق تسبیح رباب کش در تسبیح صد سوالست و جواب یارب به دل کباب و چشم پرآب جوشانتر از آنیم که در خم شراب