بایگانی‌های ترجیعات شمس - ادبستان شعر پارسی

چو آفتاب برآمد ز قعر آب سياه

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 15 چو آفتاب برآمد ز قعر آب سياه صد آفتاب چو يوسف فرورود در چاه چه جاى ذره كه چون آفتاب جان آمد ز آفتاب ربودند خود قبا و كلاه ز آب‌وگل چو برآمد مه و دل آدم صد آفتاب ربودند خود قبا و كلاه سرى ز خاك … ادامه

اى يار گرم دار دلارام گرم دار

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 14 اى يار گرم دار دلارام گرم دار پيش آ بدست خويش سر بندگان بخار خاك توايم و تشنه ی آب‌حيات تو در خاك خويش تخم وفا و كرم بكار تا بردمد ز سينه و پهناى اين زمين آن سبزه هاى نادر و گل هاى زرنگار اين قصه‌ها … ادامه

اى ساقيان مشفق سودا فزود سودا

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 13 اى ساقيان مشفق سودا فزود سودا اين زرد چهرگان را حمرا دميد حمرا اى مير ساقيانم اى دوست‌گير جانم هنگام كار آمد مردانه باش مولا اى عقل و روح مستت آن چيست در دو دستت پيش آر در ميانه پنهان مدار از ما اى چرخ بى‌قرارت وى … ادامه

اى ملك طوطى آن قندهات

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 12 اى ملك طوطى آن قندهات كوزه گرم كوزه كنم از نبات ليك فقيرم تو ز ياقوت خوش وقت زكات است مرا ده زكات سابق خيرى تو و خاصه كنون موسم خير است و اوان صلات در هوس بحر تو دارم لبى كان نشود تر ز هزاران فرات … ادامه

اى ز تو عالم به جوش لطف كن ارزان‌فروش

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 11 اى ز تو عالم به جوش لطف كن ارزان‌فروش خنده ی شيرين نوش راست بقره بخند خنده زند آفتاب كرد دو عالم خضاب صد مه و صد آفتاب خنده ز تو مى‌زنند لاله و گلبرگها عكس تو آمد بها نيشكر از قند تو بر شده بين بندبند … ادامه

آفرين بر عشق روزافزون ما

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 10 آفرين بر عشق روزافزون ما ارغوان ها رسته شد از خون ما چون مهى تابد به هر سو چون سهيل از هواى دلبر بى‌چون ما آسمان و عرش بالاتر از آن مى‌نيارد از غم ميمون ما مرهمى يابد دل و جانهاى پاك از جمال آن شه ميگون … ادامه

آنچه ديدى تو ز درد دلم افزود بيا

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 9 آنچه ديدى تو ز درد دلم افزود بيا اى صنم زود بيا زود بيا زود بيا سود سرمايه ی مو گر برود باكى نيست اى تو عمر من و سرمايه ی هر سود بيا غرض از هجر گرت شادى دشمن بودست دشمنم شاد شد و نيك بياسود … ادامه

به جناب غيب بارى به سفر بريد بارى

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 8 به جناب غيب بارى به سفر بريد بارى ز فخ زمانه مرغى سره پر بريد تارى هله اى نكونهادا كه روانت شاد بادا كه به ظاهر آن شكوفه ز چمن بريد بارى هله چشم پر نم تو ز خداى باد روشن كه ز چشم ما سرشك غم … ادامه

از سر روزنه سحر گفت به سخره ی مهى

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 7 از سر روزنه سحر گفت به سخره ی مهى هى تو بگو كه كيستى كه تو ندانيش رهى معتكف وصال او ليك تو كيستى بگو گفت كه لا ابالى خيره‌كش شهنشهى بى‌پروبال فضل من برنپرد ز تن ولى بى‌رسن عنايتم پر نرود كس از چهى عقل ز … ادامه

ای آنک ما را از زمین بر چرخ اخضر می‌کشی

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 6 ای آنک ما را از زمین بر چرخ اخضر می‌کشی زوتر بکش زوتر بکش زیرا که خوشتر می کشی امروز خوش برخاستم با شور و با غوغاستم امروز زو بالاستم کامروز برتر می‌کشی امروز مر هر تشنه را در حوض و جو می‌افکنی ذوالنون و ابراهیم را … ادامه

ای چشم و چراغ هردو دیده

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 5 ای چشم و چراغ هردو دیده ما را بقروی جان کشیده ما را ز قرو میار بیرون ناخورده تمام و ناچریده لاغر چو هلال ماند طفلی سه ماهه ز شیر وا بریده بگذار به لطف طفل جان را اندر بر دایه در خزیده چون ناله ی ما … ادامه

ایا خوبی که در جان ها مقیمی

مولانا – کلیات شمس تبریزی ترجیع شماره 4   ایا خوبی که در جان ها مقیمی به وقت بی‌کسی جان را ندیمی ز تو باغ حقایق ها شکفته نباتش را هم آبی هم نسیمی چو خوبان فانی و معزول گردند تو در خوبی و زیبایی مقیمی به وقت قحط بفرستی تو جانی خذوا رزقا کریما … ادامه