اشعار مهرشاد شیخ محمدی

اشعار مهرشاد شیخ محمدی
شعر نخست :
این سفره بی رونق اگر پر شدنی نیست
با لقمه ی منت زده دم خور شدنی نیست
نان آور این خانه دو دستش پر پینه است
این نان به دست آمده آجر شدنی نیست
هر رهگذری بر سر این سفره نشسته است
رد کردن مهمانی یک لر شدنی نیست
در کوره ده ما همگی اهل مرامند
همزیستی نان خور و نان بر شدنی نیست
درخلوت ودر جلوتش او اهل حلال است
بر قامت لر رخت تظاهر شدنی نیست
با خون دل آورد سر سفره ی خود نان
این نان به خون خفته که آجر شدنی نیست!
شعر دوم :
گاه از نگاهت نور صد فانوس آویزان
گاهی نبینی! تیرگی افسوس آویزان
یک روز از چشمان تو لبخند می ریزد
یک وقت از چشمانت اقیانوس آویزان
من مانده ام در انتظار نوشدارویت
از دست تو تاخیر کیکاووس آویزان
یکرنگ بودن خصلت خوبی است اما حیف
از قامت حرفت پر طاووس آویزان
ایمان نیاوردی به وحدانیت این عشق
از اعتقادت شرک دقیانوس آویزان
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شهرستان دره شهر استان ایلام دره شهری.





