نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت

آذر بیگدلی – غزل شماره 48

نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت

کنم فدای کسی جان، که کرده جان به فدایت

برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کن

ببین چگونه مرا میکشند زار برایت؟

نشسته گرد ملالم به چهره بی تو و ترسم

گمان برند که رخ سوده ام به خاک سرایت

مکن حذر ز کسی، گر چه از غرور جوانی

تو غافلی ز خدا، من سپرده ام به خدایت

دل است جای تو و بیدلان به دیر و حرم بین

تو در کجایی و جویند غافلان ز کجایت؟

خوشم که مردم از اهل وفا، جفای تو باور

نمی کنند، که از من شنیده اند وفایت

دوای درد ز مردن تو را، و من متحیر

که چیست درد تو آذر که مردن است دوایت؟

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها