فتاده از پی دل کودکان و غوغایی است

آذر بیگدلی – غزل شماره 23

فتاده از پی دل کودکان و غوغایی است

تو هم بیا به تماشا که خوش تماشایی است

مرا که مرغ دلم، مانده در شکنجه ی دام

ازین چه سود که بیرون شهر صحرایی است؟

گرانی از سر کوی تو زود خواهم برد

بیا که فرصت حرف، امشبی و فردایی است

نه پند واعظت از ره برد، نه نغمه ی چنگ

میان مسجد و میخانه، بی خطر جایی است

چرا ز مرگ بنالم به خود، که تربت من

به زیر سایه ی سرو بلند بالایی است؟

فغان، که درد تو آذر به کس نیارد گفت

چو بنده ای که گرفتار عشق مولایی است

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها