دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان

آذر بیگدلی – غزل شماره 147

دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان

افگند و برد چون سگم از پی کشان‌کشان

حسرت برد رقیب به وصلم، خدای را

یک جرعه زان می ام که چشاندی به وی چشان

راهم به دیر و کعبه فتاد و نیافتم

جز دل، ز جای دیگر از آن بی‌نشان نشان

غلتان به خاک و خون من و آن سرو خوش‌خرام

رقصان میان لاله و گل مست و سرخوشان

آذر در آستان وفا جان‌فشان و یار

از وی به ناز می‌گذرد، آستین‌فشان

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها