
آذر بیگدلی – غزل شماره 110
صبحدم، در باغ هر کو خنده ی گل بایدش
نیمشب در ناله دمسازی بلبل بایدش
تا تماشایی، ز گلچین باز داند باغبان
گر گشاید درو گر بندد، تأمل بایدش
بینوایی برنتابد با تهیدامن به باغ
هر که باشد باغبان، اندک تغافل بایدش
راهرو گر برهمن باشد وگر شیخ الحرم
تا به دیر و کعبه ره جوید، توکل بایدش
هرکه عشق کودک سنگین دلش دیوانه کرد
گر زنندش کودکان سنگی، تحمل بایدش
آذر آن کز سرگذشت جم همیجوید خبر
بر لب جو جام مالامالی از مل بایدش