قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / یک غزل از حدیث لزر غلامی

یک غزل از حدیث لزر غلامی

 

آسمان دلم تمام شده

تنم امروز،  قتل عام شده

مردی از دست هام برگشته

دختری زير پا حرام شده

گرگ باش و به گله رحم نكن

بره زحمت كشيده، خام شده

جشن مردانه ات مبارک باد

زن سركش دوباره رام شده

نوش جان خواص، حرف دلش

بوسه اش قسمت عوام شده

در سكوت از تو حرف خواهم زد

با زبانی كه بی كلام شده

مرد اين ماجرا شروع شده

زن اين ماجرا تمام شده


واژگان کلیدی: اشعار حدیث لزر غلامی،نمونه شعر حدیث لزر غلامی،شاعر حدیث لزرغلامی،شعرهای حدیث لزر غلامی،شعری از حدیث لزر غلامی،یک شعر از حدیث لزر غلامی،شعر سنتی حدیث لزر غلامی،غزل حدیث لزر غلامی،غزلیات حدیث لزر غلامی،غزل های حدیث لزر غلامی،غزلی از حدیث لزر غلامی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code