گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان-حکایت 45 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان-حکایت 45

سعدی-گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت 45

 

آورده اند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت ، به جای زنان رسیده و با وجود جهاز و نعمت ، کسی در مُناکحت او رغبت نمی نمود

زشت باشد دیبقی و دیبا

که بوَد بر عروسِ نازیبا

فی الجمله ، به حکم ضرورت عقد نکاحش با ضَریری ببستند . آورده اند که حکیمی در آن تاریخ از سَرَندیب آمده بود که دیده ی نابینا روشن همی‌کرد . فقیه را گفتند : داماد را چرا علاج نکنی ؟ گفت : ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد .

شوی زن زشت روی ، نابینا بِه

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤