تومان۱۰۰,۰۰۰

تومان۲۷۵,۰۰۰

تومان۴۵۰,۰۰۰

تومان۱۷۵,۰۰۰

گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان-حکایت 45

سعدی-گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت 45

 

آورده اند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت ، به جای زنان رسیده و با وجود جهاز و نعمت ، کسی در مُناکحت او رغبت نمی نمود

زشت باشد دیبقی و دیبا

که بوَد بر عروسِ نازیبا

فی الجمله ، به حکم ضرورت عقد نکاحش با ضَریری ببستند . آورده اند که حکیمی در آن تاریخ از سَرَندیب آمده بود که دیده ی نابینا روشن همی‌کرد . فقیه را گفتند : داماد را چرا علاج نکنی ؟ گفت : ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد .

شوی زن زشت روی ، نابینا بِه

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها