گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان-حکایت 37 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان-حکایت 37

سعدی-گلستان-باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت 37

 

مریدی گفت پیر را : چه کنم کز خلایق به رنج اندرم ؟ از بس که به زیارت من همی‌آیند و اوقات مرا از تردّد ایشان تشویش می‌باشد . گفت : هر چه درویشانند مر ایشان را وامی بده و آنچه توانگرانند از ایشان چیزی بخواه که دیگر یکی گرد تو نگردند

گر گدا پیشرو لشکر اسلام بود

کافر از بیم توقع برود تا در چین

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤