قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / چند شعر از محمد علی حسنلو

چند شعر از محمد علی حسنلو

شعر نخست:

سایه های دیوار

به هم شلیک می کنند

چند نفر

پیراهنی را از شاخه ها پایین می کشند .

نه می شود

به کوچه ی کناری رفت ،

نه چشم پنجره را بست .

خون …

در دست های کسی خشک می شود

که مرگ از تفنگش

کف خیابان افتاد

و خانه ها

با چراغ هایشان

شاهد بودند

به زخمی که درخت برداشته بود .


شعر دوم:

شبی بی نام و

ترسی گسسته بر در و دیوار

به پتوها بگویید :

کفن هایی لرزان را پوشانده اند

نفس هایی بریده بریده

خوابِ کودکانت ،کوتاه است سوریه

وَ گلوله

نامِ دیگرِ تو

تکرارِ قطره ها برلبانت


شعر سوم:

شبی که ظاهر شده بود قبل از طلوع

صدایی که گوش را می بُرید

دو چشم

دو پا که می رفتند ، می بُردند

حلقه های طناب

صندلی 

شاهدانی خاموش 

زیر پرتوهایی از نور 

گردنی بالا رفته را نگاه می کردند .


شعر چهارم:

خانه ها

رنگ پاییزی شهر را به یادم می آورند

و خورشید

که هر صبح در پیراهنم نفس می کشید

نگاه خاموشش را

در جیب هایم گم می کند

دیگر

نه به  روزها ایمان دارم

نه پرنده ای

در جوهر خودکارم پرسه می زند .

آسمان

تونلی باریک را

به چشم هایم نشان می دهد .


 واژگان کلیدی: اشعار محمد علی حسنلو،نمونه شعر محمد علی حسنلو،شاعر محمد علی حسنلو،شعرهای محمدعلی حسنلو،شعری از محمدعلی حسنلو،یک شعر از محمدعلی حسنلو،شعر نو محمدعلی حسنلو،شعر کوتاه محمدعلی حسنلو..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code