نگارینم! دل و جانم! حبیبم

وفایی مهابادی – غزل شماره 50

نگارینم! دل و جانم! حبیبم

همه درد درونم را طبیبم

شنیدستم غریبان می نوازی

منت هم عاشقستم، هم غریبم

گناه نرگس و زلف دراز است

که من هم ناتوان و هم ناشکیبم

خدایا پرده بردار از رخ وصل

که دایم زین میان من خود حجیبم

مسلمانی ندانم دست من گیر

کرم کن از میان بگشا صلیبم

به دریای کرم زن دفترم را

مکن شرمنده از روز حسیبم

“وفایی” داد از آن دست نگارین

شهید پنجه ی کف الخضیبم

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها