تومان۱۷۵,۰۰۰

تومان۲۸۰,۰۰۰

تومان۲۴۰,۰۰۰

تومان۱۲۰,۰۰۰

تومان۱۱۰,۰۰۰

شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد

وفایی مهابادی – غزل شماره 40

شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد

شادی آنجا طرب آنجاست که دلبر باشد

هر که دید آب حیات دهن دوست چو من

بگذرد از دل، اگر خضر پیمبر باشد

جای حیرت بود این خال سیه بر لب یار

کافرم هندو اگر ساقی کوثر باشد

خط سبز تو و زلفین سیه دانی چیست؟

آیت لطف که در شأن دو کافر باشد

دو قیامت نشنیدیم به یک جای، که گفت؟

سرو بالای تو چون در صف محشر باشد

طلعت دلکش جانان و قد دلبر دوست

نوبهاری است که بالای صنوبر باشد

لب تو آب حیات است و تو خود هم خضری

خضر اگر جور کند از چه پیمبر باشد؟

بوالعجب مانم از این حسن خداداد تو من

مه ندیدم که شکربار و سمن بر باشد

قوس ابروی تو از تیر مرا پاره کند

آفتاب رخ تو از چه دو پیکر باشد؟

گر تویی چشمه ی حیوان، به کف آرم روزی

نستاند ز منت گر چه سکندر باشد

لب تو جان “وفایی” است خوشا در قدمت

جان به لب آرد و قربانی دلبر باشد

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها