دلم امروز از آن لب هر زمان شُکری دگر دارد - ادبستان شعر پارسی % %

دلم امروز از آن لب هر زمان شُکری دگر دارد

وحشی بافقی- غزل شماره 118 

دلم امروز از آن لب هر زمان شُکری دگر دارد

زبان کز شِکوه‌ام پر زهر بود اکنون شکر دارد

دگر راه کدامین کاروانِ صبر خواهد زد

که چشمش صد نگهبان در کمینگاهِ نظر دارد

به یک صحبت که با او داشت دل کز من بِحل بادا

دگر نامد ز من یادش بلی صحبت اثر دارد

دعاهای سحر گویند می‌دارد اثر آری

اثر می‌دارد اما کی شبِ عاشق سحر دارد

ز هر کس بیشتر مهر تو دارم وین دلیلم بس

که هر کس را فزونتر مهر، حسرت بیشتر دارد

عجب نبود ز وحشی گریه‌های تلخ ناکامی

که زَهرآلوده پیکانهایِ حسرت بر جگر دارد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤