قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای طنز / شعری طنز از مدینه ولی زاده جوشقان

شعری طنز از مدینه ولی زاده جوشقان

 

کاشکی من هم رئیس جمهور شم

دشمن فقر و فساد و زور شم

مال مردم را دهم از روی حق

سهم هر کس را نویسم بر ورق

ناگهان بر خواهشم آمد جواب

گفت گیرید این ریاست با شتاب

حلقه زد خیل عظیمی دور من

هر کسی هورا کشیدم با سخن

فرش قالی بود هر جا  زیر پام

هر قدم گل بود و گل بوته مدام

بردنم با احترامی توی کاخ

با خودم گفتم عجب ثروتی آخ

می کنم تقسیم بر مردم یقین

سهم هر کس می دهم حالا ببین

یکی آمد تا کمر دو لا شده

قامتش هم چون کمانی تا شده

گفت قربان خادمان در خدمتند

همه آماده به پست و مسند اند

می شود هر کس معرف بر شما

می دهیدم رخصت از بهر دعا ؟

یک قشون آمد شرفیابی من

سوختم بر حال ملت و وطن

خادمان را این همه گویید چیست؟

مال بردند این چنین باید گریست

گفت حاجب قبله ی حاجات من

خود شوید آگاهِ قبل از هر سخن

این وزیر الوزرای اعظم است

طفلکی جیره ی او خیلی کم است

آن یکی آقای بهداشت شماست

آنقدر دارد که فکر او دواست

کارمندش همه بیچاره گدا

خود که دارد ، او چه می داند چرا؟

آن یکی باشد وزیر اقتصاد

مظهر عدل است و انصاف است و داد

کارمندش را گرفته زیر پر

هر اضافی می دهد بر هر نفر

وین یکی قاضیِ قضات شماست

عدل و دادش را خدا داند کجاست

الغرض پرده که افتاد کنار

خسته گشتم من ز دست روزگار

با خدا گفتم خلاصم کن دگر

می شوم مدیون مردم بی ثمر

تن من گردید از تب غرق آب

فاز چون برقی پرانیدم زخواب


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،مدينه ولي زاده جوشقان،شعط طنز درباره رییس جمهور،شعر خنده دار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code