اشعار محسن موسوی میرکلایی - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار محسن موسوی میرکلایی

به نزدیک نزدیک بود

مرگ با ریشه‌های دراز

و بود فعل تکرار بود

حرف اضافه‌ای شاید باد کرده در تنهایی

و

چند روز

نه

سه پنج روز

بوی‌مان رسید به مشام درختی ماده .

*****

از قطره‌ای که نچکید پرسید

بخار شد

که نگوید جان را

پس اسبی خرید با بلیط یک طرفه

رفت آن سوی دریاها

یک شب سندبادعاشق به خوابش آمد

پرسید : احوالکم یا شیخ؟

به جا نیاورد

و غرق شد در رود تلخ .


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،کوتاه،کوتاهی از،محسن موسوي ميركلايي.

1 دیدگاه دربارهٔ «اشعار محسن موسوی میرکلایی;

  1. سلام و ادب
    حبیب روحی هستم
    مایلم اشعار سپیدم
    در سایت شما منتشر شود
    پویایی شما را در این عرصه میستایم

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤