بازآی که سینه‌ام کباب است

قدسی مشهدی- غزل شماره 97

بازآی که سینه‌ام کباب است

بی روی تو حال دل خراب است

دلگرمی من ز دیدن توست

این آینه، رو بر آفتاب است

هر گوشۀ چشمِ فتنه‌ بارت

طوفان کرشمه و عتاب است

مینای دلم پیِ شکستن

هم‌ بیعت شیشۀ حباب است

هرگز دلم از تپش نیاسود

سیمابِ طلسمِ اضطراب است

پیداست ز شامِ طرّۀ تو

صبحی که سراسر آفتاب است

از پردۀ چشم من ز مردم

تا نقشِ پی تو در نقاب است

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها