ورود-ثبت نام

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

قاآنی شیرازی – غزل شماره 74

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

ور تو آیی نشود چاره ی تنهایی من

که من از خویش روم چون تو ز در بازآیی

کاش از مادر آن ترک بپرسند که تو

گر نیی از پریان از چه پری می زایی

شاه باید که خراج شکر از وی گیرد

که دکان بسته ز شرم لب او حلوایی

تو بهل غالیه بر موی تو خود را ساید

تو به مو غالیه اینقدر چرا می سایی

چه خلاف است ندانم که میان من و توست

کانچه بر مهر فزایم تو به جور افزایی

بعد ازین در صفت حسن تو خاموش شوم

زانکه در وصف تو گشتم خجل از گویایی

دُرفشانی تو قاآنیم از دست ببرد

آدمی دُر نفشاند تو مگر دریایی

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.