ورود-ثبت نام

قاصدی کو تا فرستم سوی تو

قاآنی شیرازی – غزل شماره 57

قاصدی کو تا فرستم سوی تو

غیرتم آید که بیند روی تو

مرده بودم زنده گشتم بامداد

کآمد از باد سحرگه بوی تو

کاش می مردم نمی دیدم به چشم

این دل افتد دور از پهلوی تو

دل شده از جفت ابروی تو طاق

زان پریشان گشته چون گیسوی تو

عاقبت کردی به یک زخمم هلاک

آفرین بر قوت بازوی تو

می کشد پیوسته بر روی تو تیغ

سخت بی شرم است این ابروی تو

قبله ی جان منی پس کافرم

گر نمایم روی دل جز سوی تو

عهد کردم تا برون خسبم ز بند

می کشد بازم کمند موی تو

من اگر ترسم ز چشمت باک نیست

شیر نر می ترسد از آهوی تو

گر بدانم در بهشتم می برند

کافرم گر پا کشم از کوی تو

من چه حد دارم که غلمان را ز خلد

می فریبد نرگس جادوی تو

پای قاآنی رسد بر ساق عرش

گر نهد سر بر سر زانوی تو

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.