ورود-ثبت نام

هر کس به هوای جان گرفتار

قاآنی شیرازی – غزل شماره 40

هر کس به هوای جان گرفتار

ما بی تو ز جان خویش بیزار

جا بی تو کنم به خلد هیهات

دل بی تو نهم به عیش زنهار

جان بی تو به پیکرم بود تنگ

سر بی تو به گردنم بود بار

دلهای گشاده از غمت تنگ

جان های عزیز در رهت خوار

ابروی تو بر سرم کشد تیغ

مژگان تو بر دلم زند خار

ای تازه جوان که چون جوانی

رفتی و نیامدی دگر بار

در سایه ی زلف خط و خالت

مانند به شبروان عیار

در هند شنیده ام که طوطی

شکر شکن است و سرخ منقار

زانسان که خطت به سایه ی زلف

پیرامن آن لب شکربار

زلف است فراز قدت آری

بر سرو بن آشیان کند مار

کویت به نگار خانه ماند

از حیرت طالبان دیدار

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.