ورود-ثبت نام

اگر از خوردن می لعل لبت رنگین است

قاآنی شیرازی – غزل شماره 14

اگر از خوردن می لعل لبت رنگین است

بی سبب چیست که می تلخ و لبت شیرین است

حور در سایه ی طوبی اگرش جاست چرا

طوبی قد تو در سایه ی حورالعین است

چهره ی من نه سپهرست چرا همچو سپهر

هر شب از اشک روان جلوه گه پروین است

دیده تا دید تو را گفت زهی سرو بلند

راستی کور به آن دیده که کوته بین است

به سرت گر سر من بی تو به بالین سوده

سر و پا سوخته را کی هوس بالین است

این مرا بس که ز وصل صنمی لاله عذار

شب و روز و مه و سالم همه فروردین است

هر کجا قامت او تا گذری شمشادست

هر کجا طلعت او تا نگری نسرین است

هجر شمشادش تیمار دل بیمار است

وصل نسرینش تسکین دل مسکین است

حاصل عمر گرانمایه همین بس که مرا

مدح دارای جهان از دل و جان آیین است

خسرو رادابوالسیف که نوک قلمش

به صفت چون نفس باد صبا مشکین است

شاه آزاده محمد شه کاندر صف جنگ

مژه در چشم عدو از سخطش زوبین است

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.