ورود-ثبت نام

دیدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش

فروغ فرخزاد – مجموعه ی عصیان

شماره 2

پوچ

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودند

از من و هر چه در من نهان بود

می رمیدی

می رهیدی

 

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

می کشیدی

می کشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظه ی تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گوش کردم

خش خش برگ های خزان را

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

 

گر چه در پرنیان غمی شوم

سال ها در دلم زیستی تو

آه، هرگز ندانستم از عشق

چیستی تو

کیستی تو

 

 

تهران – مهر 1336

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.