قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / شعری از فرخ احسانی

شعری از فرخ احسانی

 

توی جاده،پرچمی از من در اهتراز مانده است

توی جاده بیرقی از تو در احتضار

در هزاره ای چند

خواب های اجدادم را در گزاره هایی بی چند و چون می کاوم

شخصی در شخصی تکثیر شده ام در بیخ ران راه

مثل ژنی سالم در آزمایشگاه

از یک غار مخفی توی جاده افتادم خیس خیس با تکان لب ها

کنار دیرینه ریختی ترسناک رنگ باخته بودم

دلتنگ ماضی بودم به سان جادوگری در قبیله ای باستانی

شکل درهم شخصی بودم

روی سنگ قبرها در می غلطیدم

و شکل هلاک را پشت نویسی می کنم

توی جاده شخصی در شخصی مثل سایه ای سرگردانم

بیخ گوش راه .


واژگان کلیدی:اشعار فرخ احسانی،نمونه شعر فرخ احسانی،شاعر فرخ احسانی،شعرهای فرخ احسانی،شعری از فرخ احسانی،یک شعر از فرخ احسانی،شعر نو فرخ احسانی،فرخ احساني.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code