دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم

سعدی-غزل مشکوک

شماره 19

 

دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم

چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم

کاش بر من نرسیدی ستم عشق رخت

که فرومانده به حال دل تنگ خویشم

دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست

چه کند کژدم هجرانِ تو چندین نیشم

همچو دف می‌خورم از دست جفای تو قفا

چنگ‌وار از غم هجران تو سر در پیشم

آبرویم چه بری آتش عشقم بنشان

کمتر از خاکم و بر باد مده زین بیشم

گر به جان ناز کنی گر نکنم در رویت

تا بدانی که توانگر دلم ار درویشم

دم به دم در دلم آید که دم کفر زنم

تا به جان فتنه ی آن طره ی کافر کیشم

عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج

با پریشانی از آن بر سر حال خویشم

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها