ای آنکه از جهل اندر مماتی

ای آنکه از جهل اندر مماتی

ما راست از تو دم حیاتی

ساقی مستان در ده به بستان

آن جام باقی بی ترهاتی

گر بر زمینی بر چرخ بر پر

ور بر سمایی می ده حیاتی

غلغل در افکن در عالم جان

کز عالم جان یابی نجاتی

برجوش بخروش این پند بنیوش

در این صفات آ چو عین ذاتی

خاموش این دم آن یار آمد

از گفت یابی یکدم نجاتی

مادام در دام ماندی چه حاصل

این دام بگسل چون مرغ هاتی

شمس الحق دین آمد دگر بار

بخشید روحی در هر غداتی

هر شوره بومی از فیض فضلت

یابد به عزت عین فراتی

 

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0