قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / ای که درد مرا تو درمانی

ای که درد مرا تو درمانی

به این پست امتیاز بدهید

ای که درد مرا تو درمانی

نظری کن ز عین انسانی

برقع از روی برفکن که شود

روشن این خاندان ظلمانی

دلم از درد فرقتت خون شد

آخر ای دلنواز میدانی

یک کرشمه اگر کنی چه شود

دل ما را ز بند برهانی

چه شود اگر روا کنی به کرم

حاجت بی دلان بآسانی

بکن آنچه از عنایت تو سزد

نه هر آنچه از جفا که بتوانی

ذره سان در هوای مهر رخت

نیست آرامم از پریشانی

سوی من مفلسی کجا نگری

ای که بر تخت حسن سلطانی

سر بشاهنشهی فرو نارم

یک رهم گر گدای خود دانی

نظری کن بحال شمس که هست

بلبل گلستان روحانی

 

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code