قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / تو ندیم عقل کل شو که شریف از آن لقایی

تو ندیم عقل کل شو که شریف از آن لقایی

تو ندیم عقل کل شو که شریف از آن لقایی

خبری فرست ما را که خلیفه خدایی

چو خلیفه نور پاک ست نه چو شکری هلاک ست

تو در آ و خوش اثر کن که ولی مرشدایی

چو خدا کریم و قادر چه کند ز خاک ظاهر

تو نخوانی و ندانی تو هنوز در هوایی

منم و سری و طاسی به فقیری و پلاسی

چو نبی فقیر آمد همه انبیا نیایی

منشین به صدر مردان که ضلال و بس جهولی

چو حکیم در ملاج آی تو شکسته دل چرایی

سفری فتاد ما را به ولایت معانی

که خرد متاع ما را که تو مرد باصفایی

جگرم خراب یلدی که قچن کلر نگارم

همه شب همه خروشم که به حق ز در در آیی

دل عاشقان نه خاک ست که وثاق ذات پاک ست

تو برو قلوب دریاب که ز نور مصطفایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code