قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / پرسید بلبل ای جان که بهار شد کجایی

پرسید بلبل ای جان که بهار شد کجایی

پرسید بلبل ای جان که بهار شد کجایی

بشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی

رخ یوسفان ببینی که ز چاه سر برآرد

همه گلرخان ببینی که کنند خودنمایی

ثمرات دل شکسته به درون خاک بسته

بگشاده دیده دیده ز بلا دهی رهایی

خضر و ثمن چو رندان بشکسته اند زندان

گل و لاله شاد و خندان ز سعادت عطایی

همه مریمان کامل همه بکر گشته حامل

بنموده عارفان دل زه جناب کبریایی

به مثال گربه هر یک به دهان گرفته کودک

سوی مادران گلشن به نظاره چون نیایی

بنگر به مرغ خوش پر چو خطیب فوق منبر

به ثنا و حمد داور بگرفته خوش نوایی

چو شکوفه کرد بستان ز ره دهن چو مستان

تو نصیب خویش بستان ز زمانه گر ز مایی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code