قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / ما می نرویم ای جان زینجای دگر جایی

ما می نرویم ای جان زینجای دگر جایی

ما می نرویم ای جان زینجای دگر جایی

گر نور و فری دارد از نادره مولایی

جمعند درین مجلس هر خوب دلارامی

در جست درین سودا هر همت سودایی

ما می برویم ای جان آنجا که تو می خوانی

گسترده خدا ما را هر گوشه مصلایی

اینجاست می صافش اینجاست که قافش

آن کوه که هر سنگش پر یافت چو عنقایی

کفرست به نزد من زین خانه سفر کردن

هیچ است کسی کو رو تا بد ز مسیحایی

آن چیست درین عالم کان نیست درین خانه

عذرش چه بود کو ماند از همچو تو عذرایی

تو نیز اگر تانی ور گنج بیا اینجا

بازار و چه بازاری کالا و چه کالایی

خاموش که این ساعت با گفت نمی آیم

کز تا به همی لیسم من نادره حلوایی

شمس الحق تبریزی تو راحت جانهایی

جانم زرخ خوبت چون ذره معلایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code