قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / هزار جان مقدس فدای سلطانی

هزار جان مقدس فدای سلطانی

به این پست امتیاز بدهید

هزار جان مقدس فدای سلطانی

که دست کفر برو برنبست پالانی

ببرد او به سلامت میان چندین باد

به ظلمت لحد خود چراغ ایمانی

نگین عشق کاسیر ویند دیو و پری

ز دیو تن کی ستاند مگر سلیمانی

کی برشکافت زره بر تن چنین کافر

به غیر شیر حق و ذوالفقار برانی

برای قاعده نی غم به پیش تابوتش

دریده صورت خیرات او گریبانی

خنک کس که دود پیش و پیشکش ببرد

چو بوهریره در انبان عقیق و مرجانی

ز خانه جانب گور و ز گور جانب دوست

لفافه را طربی و جنازه را جانی

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code