قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از فایض مازندرانی

غزلی از فایض مازندرانی

به این پست امتیاز بدهید

 

اختران در طلبت،عاجز و حیرانی چند؟

آسمان ها به رهت،آبله پایانی چند؟

گل که پیمان شکنی عادت دیرینه ی اوست

خنده می آیدش از سستی پیمانی چند

می کنم سرخ به خوناب جگرمژگان را

تا ننازند به خود پنجه ی مرجانی چند

ماه من ! لطف کن از خانه برون آی دمی

که به جان آمدم از منت دربانی چند

پادشاهان جهان طرفه گدا طبعانند

که ستانند خراج از ده ویرانی چند

هم چو برقند گه جلوه  نکویان فایض

بر حذر باش از این آتش سوزانی چند


واژگان کلیدی: ملامحمد باقر فایض مازندرانی،اشعار فایض مازندرانی،نمونه شعر فایض مازندرانی،شاعر فایض مازندرانی،شعرهای فایض مازندرانی،شعری از فایض مازندرانی،یک شعر از فایض مازندرانی،غزل فایض مازندرانی،غزلیات فایض مازندرانی،غزل های فایض مازندرانی،غزلی از فایض مازندرانی،شاعر مازندران.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*