قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از ادیبه خجندی،شاعر تاجیک

غزلی از ادیبه خجندی،شاعر تاجیک

 

دور از خاک تو در خاک نشستم، وطنم

گل‌فشان بودم و چون نخل شکستم، وطنم

مار و مور و مگس و بوم به فردوس تو شاد

یک من بی‌کس و کو زار تو هستم، وطنم

اشک من در کف صدبرگ و سمن های تو ماند

چون که جز عطر وفایت نپرستم، وطنم

نامه گریه شب های مرا از مه گیر

دل چو طومار به نام تو ببستم، وطنم

رجعتم گر نه به پا بود، به سر خواهد بود

دور از تو به جز مُرده، که هستم، وطنم

دشمنان تو در آغوش تو مدهوش نعیم

من رجیم در تو، رخت ببستم، وطنم

موی اسپید به سوی تو کنم پای‌انداز

سنگ تو بر سر و خار تو به دستم، وطنم

گرچه جز کینه در آغوش تو مهرم نرسید

دل چو طومار به نام ببستم، وطنم

عطر گلهای تو در خواب ابد می‌بینم

آه، طراز جهان بی تو نه هستم وطنم

بی خجند است ادیبه چو مهستی بدبخت

بی تو من گریه و فریادپرستم، وطنم


واژگان کلیدی:اشعار ادیبه خجندی،نمونه شعر ادیبه خجندی،شاعر ادیبه خجندی،شعرهای ادیبه خجندی،شعری از ادیبه خجندی،یک شعر از ادیبه خجندی،غزل غزلیات غزل های غزلی از ادیبه خجندی،اديبه خجندي،شاعر تاجیکستانی،شاعر کشور تاجیکستان،شعر معاصر تاجیک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code