قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از آرمینه کاظمی سنگدهی

غزلی از آرمینه کاظمی سنگدهی

 

ترس بود و هوس گریه ی بی طاقتها

خسته بودم من از این شهر و از این عادت ها

باز از خویش بریدی که مرا دریابی

تو شدی مرهم درد  ِ دل ِ ناراحت ها

غم تنهایی قلب من و کمتر می کرد

بوسه های تو به سیگار و شب پاکت ها

دست تقدیر مرا سوی نگاهت پر  داد

تا شوی خانه ی امن غزلم ساعت ها

پر کشیدند ملائک به عبادتکده ات

تا بیفتند به سجده همه ی قامت ها

دل پر طاقت تو شاعر شبهایم شد

باز شرمنده ی تو هستم از این بابت ها


  واژگان کلیدی: اشعار آرمینه کاظمی سنگدهی،نمونه شعر آرمینه کاظمی سنگدهی،شاعر آرمینه کاظمی سنگدهی،شعرهای آرمینه کاظمی سنگدهی،شعری از آرمینه کاظمی سنگدهی،یک شعر از آرمینه کاظمی سنگدهی،غزل غزلیات غزل های غزلی از آرمینه کاظمی سنگدهی،آرمینه كاظمي سنگدهي.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code