قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار علی ثابت قدم

اشعار علی ثابت قدم

 

شعر نخست:

تو همچون دیگران رفتی، ولی من همچنان ماندم

چنانکه آمدم، تا انتهای داستان ماندم

مرا تنها رها کردی شبی و بی خبر رفتی

بلاتکلیف من بین زمین و آسمان ماندم

تو را گم کرده ام آنگونه که گم کرده ام خود را

نشانی نیست از تو آنچنان که بی نشان ماندم

تو را صد حنجره آواز تا شیراز با خود برد

و من چون بغض کوری در گلوی اصفهان ماندم

تو با اسب سفید بال دار آرزو رفتی

و من با چرخش کالسکه در نقش جهان ماندم

نه حالا، بلکه عمری با دل من این چنین بودی

نبودی هر زمان بودم، نماندی هر زمان ماندم

به اخم خود به من گفتی که از پیشم برو! رفتم

ولی با چشم هایت لحظه ای گفتی بمان! ماندم

اگر بار گران بودی،اگر نامهربان بودی

تو گفتی می روی اما من ای نامهربان ماندم

 


شعر دوم:

 

اگر این ماجرا هر طور دیگر هم رقم می خورد

دلم یک عمر در این غصه ی بیهوده غم می خورد

همین که شیشه ی حرمت شکست از سنگ دشنامت

همین که نامت از بین رفیقانم قلم می خورد

نگاهم کردی و با خنده گفتی: روزگار این است

نگاهت کردم و از خنده ات حالم به هم می خورد

عجب لبخند سردی، روزگار ناجوانمردی

چه کردی با کسی که روی نام تو قسم می خورد

نه شأن دست هایی که به هم دادیم باقی ماند

نه یاد استکان هایی که در مستی به هم می خورد

پس از سرمای دستانت بهاری تلخ را دیدم

به اندوهی که گل می کرد و چشمانی که نم می خورد

 


شعر سوم:

 

زندگی منهای تو آن قدرها هم بد نبود

سال ها آرامشِ همراه با غم بد نبود

با بهاری که تو آوردی زمستان بهتر است

من بهشتت را نمی خواهم، جهنم بد نبود

چشم هایم حال دیگر داشت اما خوب بود

پشت شیشه بارش باران نم نم بد نبود

گاه در یاد تو بودم گاه شعری می رسید

بی تو کج دار و مریز این زخم و مرهم بد نبود

دوستم داری ولی من دوستت دارم ولی

این جدایی خوب بود این دوری از هم بد نبود

آمدی یک بار دیگر روزگارم تازه شد

حال من را خوب کردی گرچه حالم بد نبود


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی ازعلي ثابت قدم.

یک دیدگاه

  1. روحت شاد پدر ودربزرگم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code