قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار علی آموخته نژاد

اشعار علی آموخته نژاد

به این پست امتیاز بدهید

شعر نخست :

 

تو خوابت گرفته است

و کسی به گشودن پنجره ها نمی آید .

تو خوابت گرفته است

و باران روی این دیوارهای کاه گلی فراموش می شود .

خسته ای شاعر؟

آوازی گمنام

برای همیشه از خواب تو می گذرد

و کودکان

از گل بازی دیروز برمی گردند

آن طرف دختری

با جنون بندریش ایستاده

میان اینکه تو چشم باز می کنی

و دست می بری

به سمت گیتاری که دیگر نمانده است !

 


شعر دوم :

 

از شمردن این همه ستاره سیر می شویم

و کسی از کوچه ها،صدایمان را نمی شنود

و این ماشین ها که می آیند و می روند

چیزی از بهشت گمشده به یاد نمی آورند

بهتر است به آن سوی پل بروم

و از آسمانی که دارد تمام می شود

سراغ دخترانی را بگیرم

که در مکتب خانه های قدیمی

هنوز ابجد برای دلشان می خوانند .


واژگان کلیدی: اشعار علی آموخته نژاد،نمونه شعر علی آموخته نژاد،شاعر علی آموخته نژاد،شعرهای علی آموخته نژاد،شعری از علی آموخته نژاد،یک شعر از علی آموخته نژاد،شعر نو علی آموخته نژاد،علي آموخته نژاد.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*