دل من در قفس عشق، هوای تو کند - ادبستان شعر پارسی % %

دل من در قفس عشق، هوای تو کند

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک

غزلیات و قصاید – شماره 21

استقبال از منوچهری(1)

 

دل من در قفس عشق، هوای تو کند

چشم من، آرزوی خدمت پای تو کند

بین درین شهر، کسی مشک فروشی نکند

گر کند شانه به زلفان دو تای تو کند

قدرت عشق ببین، ای بت شیرین گفتار !

شیخ در موقع تسبیح، دعای تو کند

دوش با ساغر می درد دل خود گفتم

گفت وصلش به جهان، نیز دوای تو کند

گفتمش خرمن هستی من، آتش بگرفت

گفت تن ده به بلا، چون که خدای تو کند

گفتمش صبر چه حاصل؟ که رفیقان بروند

گفت این است، ولی کار وفای تو کند

گفتمش گریه ی عاشق، نکند هیچ اثر

گفت لیکن سخن عشق دعای تو کند

“چه عا کردی جانا که چنین خوب شدی”

دل عشقی چه کند؟ گر که هوای تو کند

 


واژگان دشوار : 1– عشقی این شعر را در استقبال غزلی از منوچهری دامغانی سروده است. بیت نخستین غزل منوچهری چنین است :

دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند

لب من خدمت خاک کف پای تو کند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤