آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟

فخرالدین عراقی- غزل شماره 170

آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟

وآن دولت از کجا که تو بازآیی از درم؟

می‌خواستم که با تو برآرم دمی به کام

نگذاشت روزگار که گردد میسّرم

از عمر من کنون چو نمانده است هم دمی

باری، بیا، که با تو دمی خوش برآورم

جانا، روا مدار که با دیدهٔ پر آب

نایافته مراد ز کوی تو بگذرم

زین گونه سرکشی که تو آغاز کرده‌ای

از دست جور تو نه همانا که جان برم

دست غم تو بس که مرا پایمال کرد

مگذار هجر را که نهد پای بر سرم

با وصل هم بگو که: عراقی از آن ماست

از لطف تو که یاد کند بار دیگرم

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها